تهیگی

نوشته شده توسط : محمد منتظری در تاریخ : ۱۳۸٧/۸/٢٩و در ساعت :٩:٢٦ ‎ب.ظ

وجودم بیش از همیشه خالی‌ست. صرفا زندگی می‌کنم، با تمام نیرو، حس غریبی‌ست. دیگر هدفی ندارم، آرزو هم...!

تهیگی(عکس از آرش الف.سالکویه)

به کجا می‌روم آخر؟

نوشته شده توسط : محمد منتظری در تاریخ : ۱۳۸٧/۸/٢۱و در ساعت :۱:٠٩ ‎ق.ظ

به کجا می‌روم آخر؟ (عکس از عکسنوشت)

در باب رابطه "سمبه" با نسبی‌گرایی ارزشی!

نوشته شده توسط : محمد منتظری در تاریخ : ۱۳۸٧/۸/۱٧و در ساعت :۱:٠٢ ‎ب.ظ

سلام

به طرز وحشتناکی ارزش‌ها دوگانه و بلکه چند گانه شده. گاهی اوقات تنفس در فضای خبری غیر قابل تحمل می‌شود. اصلا قصد ندارم اینجا به ارزش‌گذاری بپردازم یا امری را ضد ارزش بخوانم. تنها می‌خواهم به نسبی‌گرایی دهشتناک حاکم بر حوزه ارزش‌گذاری اشاره کنم. (بقیه در ادامه مطلب)

بدون شرح!

نوشته شده توسط : محمد منتظری در تاریخ : ۱۳۸٧/۸/۱٦و در ساعت :۱۱:٠۱ ‎ب.ظ

به نام پدر!

سلام بر آبان‌گان

نوشته شده توسط : محمد منتظری در تاریخ : ۱۳۸٧/۸/۱٠و در ساعت :۳:۱٩ ‎ق.ظ

آبانگان

امروز روز آبان از ماه آبان است (ده/هشت/هشتاد و هفت). تقارن روز هم‌نام با همان ماه، عید است. آبان منسوب است به "اَرِدوی سورَهَ اَناهیتا" یا آن ایزد بانویی که ما آن را ناهید می‌نامیم (آناهیتا/اناهید/ناهید).

"اَن" پیشوند نفی است (نه تنها در زبان پهلوی که در زبان ودایی هم چنین است، مثل آتمن و نفی آن اَناتمن) "آهیتا" به معنی چرک پلید و ناپاک است (در فارسی امروز آهیتا همان آهو است). پس آناهیتا یعنی نیالوده، پاک و بی‌آلایش. آناهیتا ایزد بانوی موکل بر آبها‌ست.

این روزی‌است که در آن "فریدون" بر "ضحاک" چیره گشت و آبان‌روز از آبان‌ماه، نمادی‌است از برتری و تفوق درستی بر نادرستی و بی‌داد.

برهان قاطع می‌نویسد: "در آبان‌روز از آبان‌ماه، مرد و زن به آب درآیند و خود را به آن شستشو دهند، نه به آن اندازه که آب زیادی آلوده گردد، و این کرده را بر خود مبارک و شگون می‌دانند."

اکنون که این مطلب را می‌نگارم، آبان‌روز از آبان‌ماه، باران پشت پنجره‌ی اطاقم به شیشه می‌زند، مهمان‌نوازی می‌کنم، پنجره را می‌گشایم و بفرما می‌زنم:

ای روز روشنایی و درستی، ای آبان‌گان، خوش آمدی.

کفش‌های گاندی

نوشته شده توسط : محمد منتظری در تاریخ : ۱۳۸٧/۸/٧و در ساعت :٩:٤٧ ‎ب.ظ

گاندی

سلام

درست یا غلط، من برای خودم اعتقاداتی دارم. مثلا اینکه نمی‌توانم قبول کنم برخی اتفاقات کاملا تصادفی می‌افتند. برای مثال من همیشه ایمیل‌های تبلیغاتی‌ام را بدون باز کردن حذف می‌کنم. چند روز پیش که به ایمیل‌هایم سر زدم  یک ایمیل تبلیغاتی دیدم که ناخواسته بازش کردم. در پایان ایمیل این حکایت نقل شده بود:

روزی گاندی در حین سوار شدن به قطار یک لنگه کفشش درآمد و روی خط آهن افتاد. او به خاطر حرکت قطار نتوانست پیاده شده و آن را بردارد. در همان لحظه گاندی با خونسردی لنگه دیگر کفشش را از پای درآورد و آن را در مقابل دیدگان حیرت زده اطرافیان طوری به عقب پرتاب کرد که نزدیک لنگه کفش قبلی افتاد. یکی از همسفرانش علت امر را پرسید. گاندی خندید و در جواب گفت: "مرد بینوائی که لنگه کفش قبلی را پیدا کند، حالا می تواند لنگه دیگر آن را نیز برداشته و از آن استفاده نماید."

 

"مجموعه دروغ‌ها" مجموعه‌ای از دروغ‌ها

نوشته شده توسط : محمد منتظری در تاریخ : ۱۳۸٧/۸/۳و در ساعت :٦:۳۸ ‎ق.ظ

سلام

این روز‌ها فیلم "مجموعه دروغ‌ها" (Body of Lies) اثر "ریدلی اسکات" در کانون توجه منتقدان فیلم به خصوص در ایران قرار گرفته. فیلم مذکور در ایران بیشتر به خاطر حضور بازیگر زن ایرانی مورد توجه قرار دارد. این قلم نیز مطلبی در این باره در همین وبلاگ منتشر نمود. اما این‌بار قصد دارم تا به تحلیل محتوایی خود فیلم بپردازم. (بقیه در ادمه مطلب)

مجموعه دروغ‌ها