تقریب از اون لحاظ!

نوشته شده توسط : محمد منتظری در تاریخ : ۱۳۸۸/۱٢/۱٥و در ساعت :۱:٥۸ ‎ق.ظ

 

این اجلاس تقریب مذاهب تمام شد، ولی خداوکیلی این‌ها را نگویم، اینجایم گیر می‌کند!

ــ علمای بسیار برجسته‌ای در این اجلاس حضور داشتند که از شدت برجستگی به سختی می‌توانستند حرکت کنند!

ــ اکابر معمولاً 2 الی 3 مرید با شکم برآمده داشتند که حکما کارکردشان این بود که پیشاپیش می‌رفتند و موجودات خرد و ناچیز را از مسیر حرکت شیخ می‌زدودند.

ــ من در این‌جا بود که فهمیدم، نمایندگان مجلس را از هیچ بلندگویی نمی‌توان جدا کرد، چون خاصیت چسبندگی عجیبی دارند که احتمالاً ناشی از ترشح یک نوع صمغ نا‌مرعی‌ست. محققان احتمال داده‌اند که غدد ترشح کننده این ماده چسبنده، احتمالاً در ماتحت افراد جمع شده‌اند، چرا که گاهی یک فرد را حتی تا پایان عمرش نمی‌توان از صندلی‌اش جدا کرد. تحقیقات درباره این ماده مرموز همچنان ادامه دارد.

ــ چون مدعوین هرکدام امام جمعه یک شهری بودند برای خودشان، فلذا نتیجه‌اش این شد که در یک اجلاس با 1000 نفر مدعو، نماز‌های جماعت متعددی با جمعیت 5 نفر شرکت‌کننده شکل گرفت. به عبارتی هر گروهی پنج نفر، تقسیم بر 1000،  دو تا این ور، یکی هم اونجا، می‌کند به عبارتی 200 نماز جماعت در هر نوبت که اگر اهل تشیع بوده باشند، دو نوبت ظهر و عصر این ور و یک مغرب و عشا اون‌ ور می‌کند در روز 400 نماز جماعت و اگر اهل تسنن باشند به عبارت هر نوبتی که ظهر و عصر و مغرب و عشاء باشد، ضربدر 4، می‌کند چیزی حدود 800 تا نماز جماعت در یک روز و در کنفرانس وحدت اسلامی!!!

ــ تقریبا همه‌ی برادران شیعه‌ی شرکت‌کننده در کنفرانس تقریب مذاهب اسلامی برای پس گرفتن فدک به آنجا آمده بودند و برادران اهل سنت هم برای اثبات مشرک بودن برادران اهل تشیع!

ــ نقش زن در عرصه تقریب هم چندان تفاوتی با نقش زن در سایر امور فرهنگی و اجتماعی و ... نداشت. خانم دکتر لاله افتخاری (نماینده مجلس)، نقش زن را در ارتباط با تقریب، پرورش فرزندان تقریبی در دامانشان دانست! مشخص نیست خود خانم دکتر، که به عنوان یک زن در حال پرورش فرزندان تقریبی در دامانشان بوده‌اند، کی وقت کرده‌اند دکترا بگیرند و کی وقت کرده‌اند نماینده مجلس شوند و کی وقت کرده‌اند رئیس کمیسیون فلان شوند و کی وقت‌ کرده‌اند... که اینگونه برای زنان دیگر نسخه می‌پیچند.

ــ از جمله اتفاقاتی که در روز اول همایش موجب تحیر و ترس شرکت‌کنندگان شد، ورود چند موجود دریایی عجیب و خوف‌ناک به سالن اصلی اجلاس بود که پس از ساعاتی از سالن خارج شدند. خبرها حاکی از آن است که یک کوسه، چند دلقک‌ماهی، تعداد زیادی ماهی سفید، چند ماهی بادی، یک ماهی خاردار و چند مارماهی با هم وارد سالن شدند که پس از اینکه کوسه سالن را ترک کرد، به دنبال آن تعداد زیادی مارماهی و دلقک‌ماهی هم  از سالن خارج شدند.

ــ اخباری که در این وبلاگ آمده، اخبار اختصاصی کاغذرنگی‌پرس از حاشیه مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی است و هرگونه برداشت بدون ذکر منبع موجب جز‌ زدن خاطی می‌شود!

 

تقریب

نوشته شده توسط : محمد منتظری در تاریخ : ۱۳۸۸/۱٢/۱٢و در ساعت :۱:٥٦ ‎ق.ظ

دیر زمانی‌ست که به مبحث تقریب مذاهب اسلامی دلبسته‌ام و موضوعات و مباحث پیرامونی را دنبال می‌کنم. قبلاً هم یک بار اینجا (+) درباره تقریب مذاهب اسلامی صحبت کردم. همینجا هم به فرازی از سخنان آیت‌الله واعظ ‌زاده خراسانی در ارتباط با یکی از بدیل‌های جهان اسلام برای برون‌رفت از بحران فرقه‌گرایی اشاره کردم. امروز در حاشیه اجلاس "مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی" این فرصت حاصل شد تا با آیت‌الله واعظ زاده خراسانی به بحث بنشینم و در باب آلترناتیوی با عنوان "تصوف" نظرات ایشان را جویا شوم.

آیت الله و من

وقتی در باب تصوف، به عنوان عاملی تقریبی از ایشان سوال کردم، به وضوح جناب واعظ زاده به وجد آمد و به بازگو کردن بعضی از خاطرات شخصی در باب دوستان مصری خود و یکی از شیوخ الازهر مصر پرداخت که در عین حال از شیوخ تصوف هم بوده و دارای سلسله خرقه بودند. آقای واعظ زاده تاکید داشتند که تمام سلاسل صوفیه سلسله بیعت خود را از شیخ خود به ائمه معصومین و از آن طریق به پیامبر اکرم (ص) می‌رسانند. تنها یک فرقه در میان فرق صوفیه سلسله بیعت خود را از طریق ابوبکر به پیامبر اکرم (ص) می‌رساند که شاخه‌ای از نقشبندیه است. آن هم سلسله خرقه را از طریق امام صادق (ع) به ابوبکر می‌رسانند (به این ترتیب: حضرت صادق (ع) از پدر بزرگوارشان، حضرت باقر (ع) از جد مادری‌شان که نوه ابوبکر است و او از پدرش محمدبن ابی‌بکر و محمد بن‌ابی‌بکر از سلمان، سلمان از ابوبکر و ابوبکر از پیامبر اکرم (ص))

محور دیگر سخنان جناب واعظ زاده در ارتباط با بحث قدیر بود که ایشان واقعه‌ قدیر را به سه محور معنایی تقسیم کردند، اول اینکه واقعه قدیر یک مضمون سیاسی داشته که همین برداشتی است که شیعیان از این واقعه دارند. دوم اینکه حضرت علی (ع) را صرفا تحت عنوان یک مرجعیت علمی طرح می‌کند. و سومین جهت این است که حضرت علی (ع) دارای ولایتی است که از پیامبر اکرم (ص) اخذ کرده و به فرزندانشان منتقل نموده و سلاسل صوفیه مدعی‌اند که همین سلسله ولایت را اخذ کرده‌اند.

در حاشیه گفتگو یک گریزی هم به یک سوال زدم که چند مدتی است که ذهنم را مشغول کرده، و آن اینکه تمام سلاسل صوفیه سلسله خرقه خود را از طریق معروف کرخی به امام رضا (ع) و به همین طریق به پیامبر اکرم (ص) می رسانند، ولی هیچ یک از سلاسل صوفیه هیچ‌گاه اشاره‌ای به اعتقادشان در باب ولایت امامان، پس از حضرت رضا (ع) نمی‌کنند. جناب واعظ‌ زاده هم گویا تمایلی به تشریح این قضیه نداشتند و صرفا گفتند که صوفیه امامان شیعه را از امام رضا (ع) به بعد، صرفا امام‌زاده و قابل احترام می‌دانند. اتفاقاً اینجا همانجایی است که همیشه میان فقها و صوفیه محل دعواهای خونین بوده: طرح بحث مهدی تاریخی و امام زمان!

در مجموع جز آقای واعظ زاده، سایر علما (مانند میرآقایی و علم‌الهدی)، تصوف را آلترناتیو قابل قبولی برای تقریب مذاهب نمی‌دانستند و بعضاً آن را عامل تضعیف اسلام قلمداد می‌کردند و بیشتر بر محوریت توحید و قرآن تاکید داشتند.

برخی افراد با درد به این کنفرانس آمده بودند. در این اندیشه‌ام که دنبال برخی از حرف‌های مسکوت مانده را بگیرم...