از فقری که می‌کشیم

نوشته شده توسط : محمد منتظری در تاریخ : ۱۳۸۸/٥/۳۱و در ساعت :٤:٥٦ ‎ب.ظ

 

تصمیم داشتم چیزی ننویسم، یک عکس و خود عکس همه چیز را در پی می‌آورد، اما...

اما یادم می‌آید که پیش از انتخابات یک جا یک بلاگری یک چند سطری نوشت از آنچه که از رییس جمهورش می‌خواهد (صرف‌نظر از این که رییس جمهور مطلوبش کیست) بلاگر از مردمان فقیری گفت که شب را گرسنه صبح می‌کنند ولی در گوشه‌ای از خانه محقرشان، یک ال.سی.دی 49 اینچ با پلیر آخرین مدل و ماهواره گذاشته‌اند. مردمانی که بیش از گرسنگی از فقر فرهنگی رنج می‌برند. او خواست از رییس جمهور که مردم "فقیر" ایران را چاره کند.

این هم شد رمضانیه ما!

 

فرمانده "جدید" کل قوا، انقلابی دیگر در راه است

نوشته شده توسط : محمد منتظری در تاریخ : ۱۳۸۸/٥/٢٩و در ساعت :٢:٢۸ ‎ق.ظ

 

بعد از اقدامات سبزهای سیدی (یا به اعتباری مخملی) برای براندازی و تصاحب حکومت و سپس حرکات تاکتیکی متقابل، از جانب آن یکی جناح برانداز، موسوم به مکتب مصباحیسم و اقدامات موش دوانانه‌ی شاگردان بی‌تربیت فردید، و تداوم اقدامات بی‌ادبانه‌ی مشایی، اکنون منابع موثق و رجال ثقات طی مکاتبتی به این جانب، مراتب نگرانی خودشان را از حرکت نرم و خزنده‌ای که در جریان است و می‌رود تا نظام را یک سره قبضه کرده و در کف قدرت خود قرار دهد، ابراز کردند و از این جانب خواستند تا مثل همیشه، طی یادداشتی روشنگرانه، عوامل این کودتای نرم و نالون را رسوا کرده و ملت شهیدپرور را از این صحنه، سرافراز بیرون بیاورم، که اگر کشور از این ورطه هول نگذرد، جمهوریت و اسلامیت و ایرانیت مملکت یک‌جا به لعنت خدا خواهد رفت. و لله ما فی السماوات و ما فی‌الارض...

ولی این کودتا چیست و بازیکنان و بازیگردانان آن چه کسانی هستند؟ (که لعنت ما و نهضت آزادی‌ها و جبهه‌ مشارکتی‌ها و روحانیون مبارز و سبزها و مجاهدین خلق و فردیدی‌ها و مصباحی‌ها و خدا و خلق مظلوم و توده مستضعف و سلطنت طلب‌ها و ننجون و ... بر آنها باد) و اما رسالت من همین است که بگویم که این بی‌تربیت‌ها که هستند و چه می‌خواهند. اول از مهره‌های شناخته شده این جریان شروع می‌کنم و اهداف بی‌تربیتی‌شان را برملا می‌کنم تا شما با این بدنه مزدور آشنا بشوید:

1- متهم ردیف اول: علی اردشیر لاریجانی آملی موسوم به "علی لاریجانی"

اصلا اسمش را داشته باشین: "علی اردشیر" از همین اسمش می‌توانید به ماهیت پلیدش پی ببرید. تازه خدایی چند نفرتان می‌دانستید که این بابا علی اردشیر است، نه علی؟! پس حتما با منافق‌ها هم دستش تو یه کاسه‌ست. اگر متقاعد نشدید مجبورم سند دوم را رو کنم که اگر این سند را رو خر بگذارید، خر را زمین می‌زند: اسم بابای علی اردشیر این است: "حاج میرزا هاشم آملی" حالا دیدین که این بابا تا چه میزان مشکوک است؟ اسم بابایش، هم "میر" دارد هم "هاشم" و هم "آملی". اگر هنوز هم متقاعد نشدید مجبورم سند سوم را بیاورم. این یک سند تصویری است که جزو اطلاعات طبقه‌بندی شده‌ست و نشان می‌دهد علی اردشیر از همان ابتدا در فکر براندازی بوده و توسط عناصر افراطی تربیت و تهییج می‌شده. نگاه کنید:

 علی اردشیر

اکنون این شخصیت طبق برنامه‌های از پیش تعیین شده موفق گشته است تا به یکی از ارکان اصلی نظام و یکی از مهمترین قوا، یعنی قوه مقننه دست یابد. پس شاهد هستیم که اکنون براندازان نرم (که نظر به اهدافشان، ما در این مقاله از آنها تحت عنوان براندازان نرم و نالون یاد خواهیم کرد) یک گام از پروسه براندازی نرم و نالون را به سرانجام رساندند.

2- نرم نالون ردیف دوم: صادق لاریجانی آملی موسوم به "صادق لاریجانی"

مفاد اولیه بند یک (در ارتباط با علی اردشیر) در مورد صادق هم صادق است! به این معنی که بابای صادق هم همان "میرزا هاشم آملی" بوده و در ضمن بعضی از دیپلمات‌ها که می‌ترسیدند نامشان فاش شود، در تماسی که از عراق با من داشتند حقایقی را برای من بازگو کردند که خودشان هم باورشان نمی‌شد. لکن من به خاطر رسالت اطلاع‌رسانی‌ام ناچارم همه‌ی آنها را برای شما بگویم: این دیپلمات‌ها از ارتباط مشکوک نیرو‌های انگلیسی با بیت آقا صادق در نجف اشرف به من خبر دادند! از بیان جزئیات بیشتر معذورم چون جزئیات عموما مستلزم زدن حرف‌های بی‌ادبی‌ست. همچنین نام‌برده به علت نگارش کتاب "نقد نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت" در رد نظریه سروش، مظنون به شاگردی فردید می‌باشد (یا دست‌کم یکی از اخلاف معنوی هایدگر فاشیست وامونده است) و به علت نگارش کتاب "براهین اثبات واجب" متهم به شاگردی مصباح‌یزدی برانداز، می‌باشد. او گام دوم از پروسه براندازی نرم و نالون است که با تصاحب یکی از قوای سه‌گانه (قوه قضائیه) براندازان نرم و نالون را هرچه بیشتر به اهداف تمامیت‌خواهانه‌شان نزدیک‌تر کرده است. یک سند تصویری هم اینجا ارائه می‌کنم تا دیگر حرف و حدیثی نماند خداوکیلی. ببینید در این عکس چطوری دارد نگاه می‌کند:

 صادق

این شخص از خانواده لاریجانی پرونده به مراتب تیره‌تری را نسبت به سایر فک و فامیل داراست، چرا که خط و ربطش با عناصر خارجی به وضوح آشکار است، فبای الآء ربکما تکذبان؟!

3- نرم نالون ردیف سوم: محمد جواد لاریجانی موسوم به همان "محمدجواد لاریجانی"

این یکی کمتر منافق بوده خدایی، و الا الآن ریاست یکی از قوا را در اختیار داشت. البته گام سوم و ضربه نهایی همانا آماده کردن محدجواد است برای تصدی پست ریاست جمهوری که توسط براندازان نرم و نالون دارد پیگیری می‌شود.

آنجلینا جولی 

عکس تزئینی است

 اخطار داده باشم، اگر این مرحله از براندازی نرم و نالون به تحقق بپیوندد (که همانا آخرین مرحله از براندازی نرم و نالون است و بعد از آن مرحله براندازی سفت آغاز می‌شود) آنگاه همه‌مان از شدت دیکتاتوری و تمامیت‌خواهی باید پناه ببریم به غزه. خود دانید... لا یکلف الله نفسا الا وسعها (سجده واجب)

4- برانداز سفت یا همان حاکم بزرگ: (اسمش رو اینجا نمی‌نویسم تا تعلیق ایجاد شه، ها ها ها...)

چه کسی در پس پرده این حرکت نرم و نالون قرار دارد. این سوالی‌ست که همه کارشناسان و سیاستمداران از من دارند، تا با پاسخ به آن چشم فتنه را از کاسه دربیاورم. ملت شهید پرور ایران! طراح این فتنه کسی نیست جز "مامان لاریجانی‌ها" که از 50-60 سال قبل در حال برنامه ریزی برای تصاحب قوای سه گانه و نشستن بر مسند ریاست کل قواست. آری دیر بجنبید یک ضعیفه! زمام امور را در دست خواهد گرفت و دهن همه‌مون صافه. صدق الله العلی العظیم!

پی‌نوشت 1: بالاترینی‌ها که توهم توطئه دارن! برن داغش کنند، حالش رو ببرند...

پی‌نوشت 2: ندارد!

 

خیر لکم...

نوشته شده توسط : محمد منتظری در تاریخ : ۱۳۸۸/٥/۱٦و در ساعت :۱:٢٧ ‎ق.ظ

همان به، که در مرغزار سکوتم، درخت تناور کلام صفی1 بروید:

مراد از غیبت و ظهور مهدی موعود، در کشف عارف صاحب شهود، استتار و انکشاف شمس وجود است. چون عارف سالک در قوس صعود به مقام غیب مطلق رسد و کشف اعیان ثابته بر او شود، موجودات امکانی را تماما به قبول وجود مهتدی بیند و در آن ساعت که عصر ولایت و قیام قیامت است، سلطان وجود که هادی حقیقی است، از حجاب خفا به صورت انسان کامل هویدا شود و مراتب هستی سالک را به بساطت و هیمنه خود فرو گیرد و عیسی را که عبارت از روح قدسی است، بر نفس بهیمی که مضل حواس و قوای باطن است و به دجال تعبیر شده، استیلا دهد، یعنی جمیع حواس و قوای حیوانی ملکوتی شود و قلب از انقلاب غیر مرضیه آرام یابد، اشیاء متکثره خلقی و خیالی، به اصل وحدت راجع شوند، و لهذا، در سیر عارف، این منزل را منزل توحید گویند...2

 به انتظار ننشینیم / به انتظار بایستیم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1-محمد حسن بن محمد باقر، ملقب به صفی‌علیشاه، 1251-1316ق

2- اسرار المعارف و میزان المعرفه، صفی‌علیشاه، اقبال، ص69

عروسی خوبان

نوشته شده توسط : محمد منتظری در تاریخ : ۱۳۸۸/٥/۱٢و در ساعت :۳:۳٤ ‎ق.ظ

·         اوضاع نا به سامانه، خوب یاد گرفتم که به چشمام هم اعتماد نکنم.

·         دیروز عروسی میثم بود. رفتم عروسیش،چون خیلی پسر خوبیه و من خیلی دوسش دارم. بچه متفاوتیه. همه چی‌اش رو هست و با هیچ کس تعارف نداره، هم‌شهری هم که هست. پس می‌بینید که برای دوست داشتنش دلیل کافی دارم!

·         عجب هجوی شده این عوالم سیاسی، حقیقتا نمی‌دونم داره چی می‌گذره، فقط نشستم و دارم می‌خندم. از همه هم جالب‌تر تحلیل این وبلاگ‌نویس‌ها، چه چپی و چه راستی، درباره مسائل اخیره. امروز یه تحلیل خشگل و شسته رفته از سیاست‌ها و پشت پرده‌ها ارائه می‌دند، فردا یه اتفاق می‌افته که همه تحلیل‌ها دایورت می‌شه رو [...]اسب حضرت عباس! خلاصه همه به شدت [...]پیچ شدند! ولی من بهترین راه رو این دیدم که ساکت بنشینم، نگاه کنم، تجربه بی‌اندوزم و عبرت بگیرم...

·         طبق معمول همه عروسی‌ها یکی بود که اونجا چرت و پرت بگه. یه پسر جوون، می‌شناختمش، دوست خود میثم بود. تو کانون، تو یه دفتر، پشت یه میز، همینجوری که شکمش رو جلو داده بود، با لحن مجالس ختم، قرآن می‌خوند و با موس ور می‌رفت. این آخرین تصویری بود که ازش داشتم، تا دیروز. رفته بود بالا چرت و پرت می‌گفت. از بس جک خنک گفت و شعر بند تنبونی خوند که صدای همه در اومد. میثم رو هم خوب ندیدم، برای همین زیاد حال نداد. ولی چند تا از بچه‌هایی که تو محیط مجازی با هم دوست شده بودیم رو اونجا دیدم که خیلی برام جالب بود. محمد‌صالح از اونچه که در عکس‌هاش دیده بودم کوتاه‌تر بود! الیاس هم به مراتب کچل‌تر!! حالا که اینا رو گفتم بذار این رو هم بگم، دماغ من هم خیلی کج و گنده‌است!! احتمالا این به نظر دوستان هم اومده ولی دوستان مثل من بی‌حیا نیستند که همه چیز رو بگن!!

·         عجب افتضاحی! احتمالا ابطحی مشاور اول رییس‌جمهور خواهد شد! عطریانفر هم سردبیر کیهان!!! بیچاره صفارهرندی هم که از اینجا رونده و از اونجا مونده. وا عجبا