در باب رابطه "سمبه" با نسبی‌گرایی ارزشی!

نوشته شده توسط : محمد منتظری در تاریخ : ۱۳۸٧/۸/۱٧و در ساعت :۱:٠٢ ‎ب.ظ

سلام

به طرز وحشتناکی ارزش‌ها دوگانه و بلکه چند گانه شده. گاهی اوقات تنفس در فضای خبری غیر قابل تحمل می‌شود. اصلا قصد ندارم اینجا به ارزش‌گذاری بپردازم یا امری را ضد ارزش بخوانم. تنها می‌خواهم به نسبی‌گرایی دهشتناک حاکم بر حوزه ارزش‌گذاری اشاره کنم. (بقیه در ادامه مطلب)


در کشورمان اتفاقات بسیاری می‌افتد. افراد بسیاری کارهای بسیاری انجام می‌دهند! اما عده‌ای که سمبه‌شان پرزور است، تن به هیچ محدودیت و بازخواستی نمی‌دهند، ولی وای به روزی که سمبه‌تان، سمبه نباشد!

در همین خیابان‌ها گردش کنید، روزی n تا از این جوانک‌های قرطی_فوکولی را از دمشان می‌گیرند می‌اندازند درون ون، که امنیت اجتماعی را مختل کردید. البته عرض کردم که نمی‌خواهم به حوزه ارزش‌گذاری وارد شوم، اما مگر غیر از این است که این جوانک‌ها، نهایتا می‌توانند _یا می‌خواهند بتوانند_ بر طرف مقابل خودشان تاثیر سوء بگذارند، تا حداقل اگر نمی‌توانند مزدوج شوند، ناکام از دنیا نروند!!

حالا کافی‌ست یکی از حضرات مرتکب یک همچه اموری شود:

سمبه‌مداری!

ناگهان رساله‌ها دگرگون می‌شوند وسیل فتوا است که جاری می‌شود، همه به توجیه و تفسیر می‌پردازند و استدلالات آنچنانی دهن مردم را کلوز می‌کند. دیگر نیازی به گفتن ندارد که اگر آن جیز است، این هم جیز است و اگر آن...

چه صحنه هجوی بود این کنسرت شاهکار بینش‌پژوه، که از ترس بازگشت به وطن، به حاج‌خانم اجنبی نگاه نمی‌کرد و همچنان فاصله مطمئنه را نسبت به حاج‌خانم رعایت می‌کرد! آخر آنقدر سمبه‌ی شاهکار پرزور نشده که هر کاری دلش خواست بکند و سپس کاندیدای ریاست جمهوری شود!

یا همین برادر استیضاح شده خودمان که سی سال است با [همین] مدرک قشنگش، این طرف و آن طرف پست‌های کلان را تجربه می‌کند و تا حافظه تاریخی بشر یاری می‌کند ایشان از مدیران ارشد همه‌ی سازمان‌ها بوده‌اند! کسی هم به ایشان چیزی نمی‌گفته و این هم معلول مقوله‌ی پیچیده و تاثیرگذار سمبه است! (حالا بماند که چه شده که برادر مستضیح، بعد از سی سال یکباره به هچل افتاده، شاید به خاطر این باشد که ایشان وارد جبهه‌ی کسی شده که سمبه‌اش کم‌زور است!)

حالا اگر جوانکی با مدرک دکترا _دکترای واقعی_ تقاضای استخدام در مدرسه‌ی ابتدایی برای پست "چسباندن کاغذرنگی به در و دیوار نمازخانه" بکند، به او می‌گویند: "چند سال سابقه‌ی کار داری؟" جوانک بیست و اندی ساله‌ی بیچاره که تا این زمان مشغول کسب علم بوده، سابقه را از کجایش باید در می‌آورده؟! همانطور که می‌بینید ارزش‌گذاری در این حوزه نیز به تحصیلات مربوط نشده و مستقیما به سمبه‌ی هر فرد باز می‌گردد.

اگر بخواهیم به ذکر مثال‌هایی در این حوزه بپردازیم، حداقل به صرف ده الی سیزده کیبورد "فراسو" نیازمند خواهیم بود (معادل هشت کیبورد پاسکال!). می‌توان با ذکر این جمله به این بحث خاتمه داد: جامعه امروز ما به جای شایسته‌سالاری معطوف شده است به سمبه‌سالاری!