کافه‌نشین‌های صلح‌طلب و دغدغه‌ی نستله خواری!

نوشته شده توسط : محمد منتظری در تاریخ : ۱۳۸٧/۱۱/۱و در ساعت :٦:٤٩ ‎ب.ظ

آدم‌هایی هستند که حقیقا من را به شگفتی وا می‌دارند:

یک سری آدم‌هایی که در کافه‌های پاتوق‌شان نشسته‌اند و به زور، قهوه‌ی تلخ پایین می‌دهند (حال خواه این کافه‌ها، کافه‌های روشنفکری اینترنتی باشد، مثل محیط‌های قهوه‌ای و تاریکی که می‌سازند و در آن خروار خروار حرف‌های شیک تولید می‌کنند یا آن زیرزمین‌هایی که خودشان و سه چهار تا امثال خودشان جایش را بلد هستند تا در آن بنشینند و کأنه دودکش، دود تولید کنند و نظریه‌ ارائه دهند!) مغز‌های فسیلی که از خود هیچ بداعتی ندارند تا ارائه کنند و در تقلید هم، چند قرن عقب‌اند و هنوز کارهایی را می‌کنند، که در اروپا، سلف‌های فکری‌شان، در زمان ملکه الیزابت اول انجام می‌دادند! نهایت رویایشان هم این است که در حالی که در مقابل محبوبشان در کافه نشستند و به ته‌مانده‌های فنجان قهوه‌ی تلخ و دود سیگاری (ترجیحا پیپ) که بالا می‌رود، خیره شده‌اند، در حالت خلسه‌ی خودساخته‌ی بلاهت‌بارشان، نظریاتی آن چنانی در باب عظیم‌ترین فجایع بشری ارایه کنند.

کافه‌نشین‌های صلح‌طلب و دغدغه‌ی نستله خواری!


برای توجیه آنچه خود به آن معتقدند، استدلالات بعید می‌چینند و سخنان بس غریب می‌گویند که: چرا مردم آنقدر بیهوده شلوغش می‌کنند؟ مگر کافی میکس نستله خوردن چه اشکالی دارد؟ [و باز همین طور استدلال] اصلا چه کسی و بر اساس چه مدرکی گفته سود کی‌اف‌سی، استارباکس، مارکس و اسپنسر، مک‌دونالد مستقیما به جیب صهیونیست‌ها می‌رود؟ [و باز همین طور استدلال] اصلا به فرض هم که برود! مگر نه آنکه آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها از پول مالیات‌دهنده‌هایشان برای صهیونیست‌ها سلاح تهیه می‌کنند؟ مگر بخشی از این مالیات دهنده‌ها مسلمان و اصلا ایرانی نیستند؟ کار نمادین در تحریم کالا پیشکش، حالا با اینها چه کنیم؟ [و باز همین طور استدلال] و اصلا‌ مگر فرزندان بسیاری از این علمای اعلام در انگلیس نیستند؟ پس اینها هم مالیات دهنده انگلیس‌اند (و به طریق اولی در تهیه‌ی سلاح برای صهیونیست‌ها دخیل‌اند) [و باز همین طور استدلال] اصلا همین خبرنگار العالم که دستگیر شد و از بد روزگار ایرانی هم بود! مگر در اسرائیل کار نمی‌کرد؟ پس او خود به طور کاملا مستقیم به دولت اسرائیل مالیات می‌داد! [و باز همین طور استدلال] و چرا به تجمع مادران صلح و اعضای جنبش زنان در مقابل سفارت فلسطین توسط لباس شخصی‌ها حمله شد؟ پس این‌هایی که نستله را بایکوت می‌کنند خود مخالف توقف کشتار در غزه‌اند و...

حتی صادر کننده‌‌های یک چنین بیانیه‌هایی به خود زحمت نمی‌دهند تا تناقضات ظاهری آن را بر طرف کنند: آیا شما با صهیونیسم و فاجعه آفرینی‌های آنان موافقید یا مخالف؟ اگر مخالف هستید چرا از بایکوت محصولات صهیونیستی نگرانید؟ صرف این‌ که یک سری از ایرانیان و مسلمانان و فرزندان علمای اعلام در اروپا و آمریکا سکونت دارند و مالیات می‌دهند می‌توان حکم به این داد که تحریم، مصداق کار بیهوده است؟ مگر تعداد این افراد چند نفر است؟ آیا بیش از چند ده میلیون نفر است؟ حال تعداد مسلمانانی که در کشور‌های اسلامی زندگی می‌کنند چند نفر است؟ مگر نه آنکه ایشان جمعیتی چند صد ملیونی دارند؟ یا آنکه شما مشکلتان از اساس چیز دیگری‌ست؟ کجا یک حرکت چند صد میلیونی (اگر کارشکنی نشود) غیر مؤثر است؟ آیا شما منکر آن می‌شوید که خیل عظیمی از مصرف‌کنندگان این محصولات مسلمانان خاورمیانه و آسیای مرکزی و آسیای غربی هستند؟ اگر این حرکت واقعا محقق شود، شما دیگر می‌توانید نام "حرکت نمادین" بر آن بنهید؟ و آیا اصلا مگر حرکت نمادین اشکالی دارد؟ کجا شما می‌توانید (و اخلاقا اجازه دارید) حرکت انسان دردمندی را که در یک گوشه‌ای از دنیا با نخریدن یک کالای صهیونیستی، سعی دارد تا حداقل وجدان زخم‌دیده‌ی خود را ترمیم نماید، محکوم کنید؟ چرا شما دچار این مفهوم مطلق و دگماتیک "یا همه یا هیچ" شده‌اید؟ آیا حتی اگر یک نفر کاری را انجام دهد که درست است، صرف اینکه یک نفر بوده، کارش بی ارزش و حتی قابل نکوهش است؟ و یا اگر با نمادین و به قول خودتان بی اثر بودن این حرکات مخالفید چرا آنقدر برایتان تظاهرات نمادین "اعضای جنبش زنان" و "مادران صلح" با اهمیت است که خبر هجوم به آنها را اینگونه در بوق و کرنا می‌کنید؟ (صد البته من هم با این دست اتفاقات مخالفم) اما حمایت شما از این تظاهر کنندگان در برابر سفارت فلسطین نه به خاطر محکومیت جنایات صهیونیست‌ها بود، بلکه به این خاطر بود که این‌ها معترضان نسبت به دفاع حماس بودند و استدلالشان نیز این بود که اگر می‌خواهید صهیونیست‌ها نکشند، حماس باید دست از دفاع بردارد و الا حماس مسئول خون‌های ریخته است. و اگر پیامشان این نبود در برابر سفارت فلسطین تظاهرات نمی‌کردند بلکه سفارت مصر یا دفتر سازمان ملل را برای تظاهرات برمی‌گزیدند. و اگر گفته شود که در حقیقت حماس با مخفی شدن در میان غیر نظامیان موجب کشته شدن آنها می شود باید پاسخ داد که آیا در آن نقشه‌ی کوچک (به نقشه‌ی غزه یک نگاهی بی‌اندازید) آیا شما بیابانی برای جنگ رو در رو می‌بینید؟  و اصلا برخی می‌گویند چرا ایران به حماس پول و تسلیحات می‌دهد؟ ندهد تا جنگ به پایان برسد! هر وقت این استدلال را می‌شنوم یاد یک خاطره می‌افتم: زمان جنگ در میان اقوام ما یک کودک خردسال بود که هرگاه رادیو آژیر خطر پخش می‌کرد و همه به سوی پناهگاه می‌دویدند، این کودک خردسال برای حل مشکل پیشنهاد می‌کرد تا بزرگتر‌ها رادیو را خاموش نمایند!

از سوی دیگر، اگر شما از علمای اعلام تبعیت می‌کنید، بنابراین مرجع شما باید رساله‌ی ایشان باشد، اگر در آن رساله‌ها نوشته بود فرزندان خود را به انگلیس بفرستید تا با مالیات دادن، به صهیونیسم کمک کند، آن‌زمان حق اعتراض دارید، اگر هم تبعیت نمی‌کنید که پس صورت مسئله به کل پاک خواهد شد، و اگر منظور نظر شما سیره‌ی عملی علمای اعلام است، مزید اطلاعتان عارضم که در اسلام تنها سیره‌ی عملی پیامبر "ص" (و در تشیع + ائمه اطهار "ع") مورد استناد و پیروی است.

در مجموع تحریم یک کالا یک عمل کاملا اعتقادی‌ست و محکوم کردن آن مصداق بارز هتک آزادی‌‌های فردی است. اگر برخی ادعای آزادی و دموکراسی‌مداری دارند، سعی کنند خودشان هم در گرداب هولناک سانسور اعتقادی گرفتار نشوند.

پ.ن: کامنت اولی که اینجا گذاشته شده کامنت اصلی است و نظر اکثر افراد این است که من پیاده دچار سندروم "دایی جان ناپلئون" هستم! (شاید هم باشم) کامنت دوم را مادر خود بنده گذاشتند که دلشان برای این ضعیف سوخته بود! از کل همین پست نه سانسور هفتان در خاطرم می‌ماند نه هتاکی کامنت گذار بی‌طرف، تنها کلام مادرم در خاطرم خواهد ماند، بر لوح دلم، جاویدان...