این یک پست سفارشی‌ست!

نوشته شده توسط : محمد منتظری در تاریخ : ۱۳۸٧/۱۱/٢۳و در ساعت :٢:٥٤ ‎ق.ظ

یکی از دوستان نادیده از من دهه شصتی خواستند خاطراتم را از انقلاب بگویم! یکی دیگر از دوستان نادیده هم این سوالات را از من پرسیدند و خواستند تا پاسخ دهم:
"آیا 1 نفر می تونه برا همه تصمیم بگیره؟
آیا کمک هایی که از بیت المال به مردم غزه یا لبنان یا عراق یا هرجای دیگه میشه آیا همه ی مردم راضی هستند؟
آیا این کار درسته؟
یعنی اشکال شرعی نداره؟"

(بقیه در ادمه مطلب)

رویای بادکنکی


و اماالجواب!

با تشکر از اسماعیل عزیز که مرا به این بازی دعوت کرد. خاطرات انقلاب! همان بوی سیریش و کاغذ مثلثی‌هایی که عکس پرچم ایران رویش بود و بعضا گروه سرودی که سه ماه درش تمرین می‌کردم، با همان یقه اسکی‌های سفید کذایی و در آخر، در روز اجرا در منطقه، مربی مرا می‌نشاند در جایگاه تماشاگر تا تنها نظاره‌گر باشم و در همان عوالم کودکی‌ام تا چند روز سرشار از بغض و خشم و غصه‌ی کودکانه باشم. اما همه‌اش هم چسبونکی سیریش و غصه سرود نخوانده نبود. قسمت خوبش راه‌پیمایی بود. یکی از قسمت‌های خوب راه‌پیمایی لقمه‌هایی بود که مادر با خود به ماشین می‌آورد تا با چای در ماشین صرف شود! یک قسمت خیلی خوب‌ترش که می‌مردم برایش بادکنک گازی بود!!! بله بادکنک گازی! خوب چه کار کنم؟ دهه شصتی جماعت چیز بیشتری یاد ندارد!

و اما سوال محمدرضای عزیز:

محمد رضا جان، من متاسفانه فقیه نیستم و فقاهت نمی‌دانم تا حکم کمک‌هایی که از بیت‌المال می‌شود را بدانم. اما چند نکته هست که به عقل ناقصم می‌رسد، می‌گویم، باشد تا مقبول افتد:

هنگامی که شما در یک نظام دموکراتیک به یک فرد رای می‌دهید، این به آن معناست که شما حقوق و اختیاراتی را از خود سلب کرده و به آن فرد تفویض نموده‌اید. تئورسین‌های نظام دموکراتیک (از جمله جان لاک) ضرورت این تفویض اختیار را از آن جهت حیاتی می‌دانند که انسان را یک اتم نفسانی قائم به خود و سودجو و استیلاطلب می‌پندارند. لذا یک چنین تصویری از انسان این نتیجه را حاصل می‌کند که هر فرد انسانی برای رسیدن به امیال نفسانی خویش و غایات سودجویانه،‌ حقوق و آزادی‌های سایر انسان‌ها را پایمال می‌کند و از آنجا که هر انسانی بر طبق منشور حقوق‌بشر (بخوانید حقوق نفس اماره) حق بهره‌مندی از لذایذ مادی و شهوانی را دارد، پس باید یک دست برتر و مافوق باشد تا افراد را به یک جهت هدایت کرده و از آنها در برابر سودجویی‌های سایر افراد انسانی حفاظت کند تا همه به یک میزان از لذایذ و شهوات بهره‌مند گردند! بحمدالله در کشور ما نیز یک چنین نظام دموکراتیکی برپاست! و شما با رای، بخشی از حقوق و آزادی‌های خود را به حاکمان تفویض نموده‌اید و این به آن معناست که حاکمان می‌توانند گاهی در برخی امور بدون اذن مردم دخل و تصرف کنند (حتی اگر شما هم در رای‌گیری شرکت نکرده باشید میزان همان اکثریت و حتی اقلیتی هست که نظر خویش را ابراز کرده‌اند)

اما بیایید مسئله را به شکل دیگر واکاوی کنیم تا کمی اسلامی‌تر باشد و در نتیجه کمتر یاس و حقارت القا کند. (همان حقارتی که در آن، نظام دموکراتیک، انسان را از یک مخلوق الهی و روحانی به یک موجود نفسانی که صرفا در پایین‌تنه‌ی خود تعریف می‌شود، تنزل می‌دهد)

اگر نبوت انبیا و در ادامه‌ی آن ولایت را بپذیریم (ولایتی که روح و مغز نبوت تمام انبیا‌ست) هرگز نباید آن سخن مولا را که از ربودن خلخال یک زن یهودی شکوه سر دادند، فراموش کنیم. آیا یک چنین بی مسئولیتی و لاادری‌گری در اندیشه دینی پذیرفتنی‌ست؟ ندانم‌گویی که نتیجه صرف بی تفاوتی ناشی از انسان‌محوری است؟ انسان محوری‌ای که متاسفانه با سرعت برق و باد در کشور ما در حال نهادینه شدن است. اندیشه‌ی دینی و مکتب الهی، در بطن خود، متضمن مفهوم ایثار است، ایثار یعنی: من نباشم تا تو باشی. در نقطه مقابل یعنی اردوگاه شیطان مفهومی کاملا متناقض و متضاد با این مطرح است: نفسانیت مداری اومانیستی، یعنی تو نباشی تا من باشم. آیا تصدیق می‌فرمایید که این وجه از تفکر (متاسفانه) در میان مردم ما در حال رواج است؟ یک انسان صرف نظر از دین و مذهب، حق زندگی با برخورداری از مواهب الهی برای نایل شدن به حیات معنوی را داراست. آیا مردم فلسطین از این مواهب برخوردارند؟ آیا ندانم‌گویی در این زمینه توجیه شدنی و قابل بخشش است؟

در این میان شبه روشنفکران سکولار وطنی برای نهادینه کردن اتم نفسانی استیلاجو و شهوت‌پرست، به هر گونه استدلال خامی دست می‌زنند تا مردم را متقاعد کنند که کمک به "دیگری" امری نکوهیده است، چرا که در نظام اومانیستی هر فرد باید گلیم خود را از آب بیرون بکشد! اگر با دیده‌ی تدقیق بنگرید این گونه استدلالات را به وفور در اطراف خود خواهید یافت: مگر ما در کشور خود فقیر کم داریم که به فلسطین کمک کنیم، حاکمان همان پابرهنه‌های وطنی را دریابند مردمان آن سر دنیا پیشکش، (و حتی گاهی به ریسمانی چنگ می‌زنند که خود به آن بی اعتقادند: ریسمان دین) اصلا کمک به مردم فلسطین بدون اجازه‌ی صاحبان بیت‌المال "حرام" است، و قص علی هذا.

دوست عزیز! فریب این‌گونه سخنان به ظاهر منطقی را نخورید، این‌ها که این‌گونه برای پابرهنگان ایران دلسوزی می‌کنند 16 سال تصدی امور را در ید قدرت خویش داشتند و قدمی برای کاهش آلام این مردم بر نداشتند. مدیران تکنوکرات هشت‌ساله‌ی سازندگی شعارشان این بود که برای تحقق اقتصاد شکوفا (همان اقتصاد بیمار لیبرالی) باید همین مردم، لابه‌لای چرخ دنده‌های اقتصاد له شوند (عین کلام سردار سازندگی!). روشنفکران شکم‌سیر در دوران هشت‌ساله‌ی دولت گفتمان‌محور، صرفا به بسط آزادی‌های سیاسی (سیاست سکولاریستی و تحقق حکومت لیبرال-دموکرات) مشغول بودند و جناب گفتمان به خودش زحمت هم‌دهنی به دانشجویان معترض به سیاست‌هایش را نمی‌داد و آنها را از محل سخنرانی‌هایش اخراج می‌کرد.

پی‌نوشت: گمانم پریشب بود که فیلم "سیکو"، آخرین تولید "مایکل مور" از شبکه چهار سیما پخش می‌شد. در طی فیلم و بعد از آن بسیار به حال استضعاف فکری و مادی مردم مظلوم آمریکا اندیشیدم و آرزو کردم که کاش روابط ایران و آمریکا به شکلی بود تا می‌توانستیم به مردم ستم‌دیده‌ی آن دیار کمکی در حد توانمان بکنیم.