عروسی خوبان

نوشته شده توسط : محمد منتظری در تاریخ : ۱۳۸۸/٥/۱٢و در ساعت :۳:۳٤ ‎ق.ظ

·         اوضاع نا به سامانه، خوب یاد گرفتم که به چشمام هم اعتماد نکنم.

·         دیروز عروسی میثم بود. رفتم عروسیش،چون خیلی پسر خوبیه و من خیلی دوسش دارم. بچه متفاوتیه. همه چی‌اش رو هست و با هیچ کس تعارف نداره، هم‌شهری هم که هست. پس می‌بینید که برای دوست داشتنش دلیل کافی دارم!

·         عجب هجوی شده این عوالم سیاسی، حقیقتا نمی‌دونم داره چی می‌گذره، فقط نشستم و دارم می‌خندم. از همه هم جالب‌تر تحلیل این وبلاگ‌نویس‌ها، چه چپی و چه راستی، درباره مسائل اخیره. امروز یه تحلیل خشگل و شسته رفته از سیاست‌ها و پشت پرده‌ها ارائه می‌دند، فردا یه اتفاق می‌افته که همه تحلیل‌ها دایورت می‌شه رو [...]اسب حضرت عباس! خلاصه همه به شدت [...]پیچ شدند! ولی من بهترین راه رو این دیدم که ساکت بنشینم، نگاه کنم، تجربه بی‌اندوزم و عبرت بگیرم...

·         طبق معمول همه عروسی‌ها یکی بود که اونجا چرت و پرت بگه. یه پسر جوون، می‌شناختمش، دوست خود میثم بود. تو کانون، تو یه دفتر، پشت یه میز، همینجوری که شکمش رو جلو داده بود، با لحن مجالس ختم، قرآن می‌خوند و با موس ور می‌رفت. این آخرین تصویری بود که ازش داشتم، تا دیروز. رفته بود بالا چرت و پرت می‌گفت. از بس جک خنک گفت و شعر بند تنبونی خوند که صدای همه در اومد. میثم رو هم خوب ندیدم، برای همین زیاد حال نداد. ولی چند تا از بچه‌هایی که تو محیط مجازی با هم دوست شده بودیم رو اونجا دیدم که خیلی برام جالب بود. محمد‌صالح از اونچه که در عکس‌هاش دیده بودم کوتاه‌تر بود! الیاس هم به مراتب کچل‌تر!! حالا که اینا رو گفتم بذار این رو هم بگم، دماغ من هم خیلی کج و گنده‌است!! احتمالا این به نظر دوستان هم اومده ولی دوستان مثل من بی‌حیا نیستند که همه چیز رو بگن!!

·         عجب افتضاحی! احتمالا ابطحی مشاور اول رییس‌جمهور خواهد شد! عطریانفر هم سردبیر کیهان!!! بیچاره صفارهرندی هم که از اینجا رونده و از اونجا مونده. وا عجبا