تقریب

نوشته شده توسط : محمد منتظری در تاریخ : ۱۳۸۸/۱٢/۱٢و در ساعت :۱:٥٦ ‎ق.ظ

دیر زمانی‌ست که به مبحث تقریب مذاهب اسلامی دلبسته‌ام و موضوعات و مباحث پیرامونی را دنبال می‌کنم. قبلاً هم یک بار اینجا (+) درباره تقریب مذاهب اسلامی صحبت کردم. همینجا هم به فرازی از سخنان آیت‌الله واعظ ‌زاده خراسانی در ارتباط با یکی از بدیل‌های جهان اسلام برای برون‌رفت از بحران فرقه‌گرایی اشاره کردم. امروز در حاشیه اجلاس "مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی" این فرصت حاصل شد تا با آیت‌الله واعظ زاده خراسانی به بحث بنشینم و در باب آلترناتیوی با عنوان "تصوف" نظرات ایشان را جویا شوم.

آیت الله و من

وقتی در باب تصوف، به عنوان عاملی تقریبی از ایشان سوال کردم، به وضوح جناب واعظ زاده به وجد آمد و به بازگو کردن بعضی از خاطرات شخصی در باب دوستان مصری خود و یکی از شیوخ الازهر مصر پرداخت که در عین حال از شیوخ تصوف هم بوده و دارای سلسله خرقه بودند. آقای واعظ زاده تاکید داشتند که تمام سلاسل صوفیه سلسله بیعت خود را از شیخ خود به ائمه معصومین و از آن طریق به پیامبر اکرم (ص) می‌رسانند. تنها یک فرقه در میان فرق صوفیه سلسله بیعت خود را از طریق ابوبکر به پیامبر اکرم (ص) می‌رساند که شاخه‌ای از نقشبندیه است. آن هم سلسله خرقه را از طریق امام صادق (ع) به ابوبکر می‌رسانند (به این ترتیب: حضرت صادق (ع) از پدر بزرگوارشان، حضرت باقر (ع) از جد مادری‌شان که نوه ابوبکر است و او از پدرش محمدبن ابی‌بکر و محمد بن‌ابی‌بکر از سلمان، سلمان از ابوبکر و ابوبکر از پیامبر اکرم (ص))

محور دیگر سخنان جناب واعظ زاده در ارتباط با بحث قدیر بود که ایشان واقعه‌ قدیر را به سه محور معنایی تقسیم کردند، اول اینکه واقعه قدیر یک مضمون سیاسی داشته که همین برداشتی است که شیعیان از این واقعه دارند. دوم اینکه حضرت علی (ع) را صرفا تحت عنوان یک مرجعیت علمی طرح می‌کند. و سومین جهت این است که حضرت علی (ع) دارای ولایتی است که از پیامبر اکرم (ص) اخذ کرده و به فرزندانشان منتقل نموده و سلاسل صوفیه مدعی‌اند که همین سلسله ولایت را اخذ کرده‌اند.

در حاشیه گفتگو یک گریزی هم به یک سوال زدم که چند مدتی است که ذهنم را مشغول کرده، و آن اینکه تمام سلاسل صوفیه سلسله خرقه خود را از طریق معروف کرخی به امام رضا (ع) و به همین طریق به پیامبر اکرم (ص) می رسانند، ولی هیچ یک از سلاسل صوفیه هیچ‌گاه اشاره‌ای به اعتقادشان در باب ولایت امامان، پس از حضرت رضا (ع) نمی‌کنند. جناب واعظ‌ زاده هم گویا تمایلی به تشریح این قضیه نداشتند و صرفا گفتند که صوفیه امامان شیعه را از امام رضا (ع) به بعد، صرفا امام‌زاده و قابل احترام می‌دانند. اتفاقاً اینجا همانجایی است که همیشه میان فقها و صوفیه محل دعواهای خونین بوده: طرح بحث مهدی تاریخی و امام زمان!

در مجموع جز آقای واعظ زاده، سایر علما (مانند میرآقایی و علم‌الهدی)، تصوف را آلترناتیو قابل قبولی برای تقریب مذاهب نمی‌دانستند و بعضاً آن را عامل تضعیف اسلام قلمداد می‌کردند و بیشتر بر محوریت توحید و قرآن تاکید داشتند.

برخی افراد با درد به این کنفرانس آمده بودند. در این اندیشه‌ام که دنبال برخی از حرف‌های مسکوت مانده را بگیرم...